تبليغاتX
شعر امروز

شعر امروز

در طوفان زندگی سعی کن با خدا باشی تا ناخدا

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 19:34  توسط حسن عباسی   | 

به چشمانت خیره گشتم کز دلت اگه شوم

اما چه رازی می توان خواند از نگاه سرد خاموشی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:10  توسط حسن عباسی   | 

به پایان فکر نکن اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش رو تلخ می کند بکذار پایان تورو غافلگیر کند درست مثل اغاز

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:5  توسط حسن عباسی   | 

دست هایی که در حال خدمتند 

مقدس تر از لب هایی هستند که

 دعا

 می کنند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:58  توسط حسن عباسی   | 

اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشید

گریه کنی لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست

می دی

"شکسپیر "

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:29  توسط حسن عباسی   | 

انسانها چه دیر می فهمند که قشنگترین

روزهای زندکیشان همان روزهایی است

که ارزوی زود گذشتنش

راداشتند

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 18:54  توسط حسن عباسی   | 

بهمن

خوبی ما پابرهنگان میدانی به چیست

اینکه ریگی به کفشمان نیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 18:40  توسط حسن عباسی   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 21:18  توسط حسن عباسی   | 

درد

ناراحت بودم چرا کفشهایم کهنه است

تا هنگامی که چشمم به ادم بدون

پای افتاد

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 16:12  توسط حسن عباسی   | 

حکایت

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند

دیروز با خاطراتش مرا فریب داد

فردا با وعده هایش مرا خواب کرد

وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود

دلتان شادو لبتان پر خنده

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 21:55  توسط حسن عباسی   |